بایگانی دسته‌ی: آزاد نویسی

حد و مرز تعیین کنیم یا نه؟

وقتی رشد کردن را انتخاب می کنی تازه متوجه می شوی که هر لحظه سکون عالم و آدم به هم می خوره و باعث به هم خوردن تعادل تو هم میشه. اون موقع شاید از اینکه راه رشد رو ادامه بدی پیشمون بشی و به قول معروف عطاش را به لقاش ببخشی. اما باید بدونی […]

چه بر سر نظام آموزشی آمده؟

امروز با اینکه پنج شنبه بود و سرکار نمی رفتم دغدغه های دیگری داشتم که روزم را مشغول خودش کرد. بعد از ماجرای دو سال کرونا و خانه نشینی دانش آموزان و سیستم عجیب و غریبی که بر نظام آموزشی ما حکمفرما شد امروز، به مدرسه رفتیم تا با معلمان دیداری داشته باشیم. دیدار بهانه […]

حقیقت یک چیز است

مدتی است در کتابهایی که می خوانم به یک چیز واحد می رسم. آن چیز هم این است که من و تو و درختان و دریاها و جنگل ها و … همه و همه یکی هستیم. منشاء وجودی مان یک چیز است و این یکی بودن و درک آن راز خوشبختی وسعادت است. اما در […]

معرفی کتاب؛ قلعه مالویل

بالاخره رمان قلعه مالویل رو تموم کردم. هجده فصل بود و با توجه به برنامه کاریم حدس میزدم که 18 روزه تمومش کنم. اما، بیست روزی خوندنش طول کشید. یکی دو فصلش در یک روز تموم نشد. زندگی همین جوریه. بعضی روزها فشار کارها و مسائل فی البداهه ای که پیش میاد مانع رسیدن میلی […]

به طور مشخص بنویسید

ناتالی گلد برگ در کتاب ” تا می توانی بنویس” در فصلی با عنوان «به طور مشخص بنویسید» توضیح می دهد که وقتی درباره چیزی می نویسید درباره اش به طور مشخص بنویسید. مثلن فقط نگویید میوه بلکه بگویید “انار”. در این فصل در مورد گیاهان و درختان هم همین نکته را بیان کرده است. […]

چرا رمان می خوانم؟

قبل از هر چیز خودم رو متعهد میدونم که اعتراف کنم تا همین دو سال پیش خوندن رمان رو وقت تلف کردن تلقی می کردم؛ چرا؟ جوابش رو دوست دارم لا به لای حرفهام بدم. به همین منظور زمان رو خیلی می برم عقب و به زمانی که توی دهه شصت من دبیرستانی بودم. رشته […]

عشق ورزیدن به خود

آیا هیچگاه به موضوع عشق ورزیدن به خود اندیشیده اید؟ خیلی عجیب است که تعداد انسان های روی زمین که مدعی هستند عاشق دیگرانند و واقعن در حق دیگران هم مهربانی می کنند از تعداد کسانی که خودشان را واقعن دوست دارند بیشتر است. جمله را با خیلی عجیب است شروع کردم. حالا دلیل این […]

فیلم یا کتاب؟

 بین خواندن یک کتاب و دیدن فیلم ساخته شده از داستان آن کتاب، کدام یک را انتخاب می کنید؛ فیلم یا کتاب را؟ اگر با این سوال قبل از تجربه امروزم مواجه می شدم شاید در پاسخ دادن آنقدر مطمئن نبودم که الان هستم. بعد از تجربه امروزم به صراحت می گویم خواندن کتاب را […]

چرا من کتاب می خوانم؟؛ ده دلیل من برای کتاب خواندن

این جمله حکمت آمیز نیچه هر بار و در هر کاری به ما یادآوری می کند که قبل از غرق شدن در اهداف مان چرایی آن را بیابیم. نیچه گفته است: «کسی که “چرایی” برای زندگی کردن دارد، تقریبا می تواند هر”چگونگی ای” را تحمل کند.» اما عادت معمول اکثریت ما این است که مدام […]

داستانک؛ مادرانه

زن دو تا دختر دارد. مهمانِ مان را می گویم. یکی شان که مریض است و در خانه مانده. اما آن یکی با دخترعمویش به بازار رفته تا گشت و گذاری بکند. از وقتِ ناهار خیلی وقت است که گذاشته. مادر برای کسب اطلاعی از زمان برگشت شان به تلفن همراهش تماس می گیرد. +خوبی؟ […]