سرگذشت بطری سرگردان

پیاده روی ­های من شنبه و جمعه نمی شناسن. این یه تعهد به سلامتی خودم است که باید هر روز انجامش بدم. از خواب که بیدار شدم، خیلی حال و حوصله نداشتم. فهمیدم اگر این کار رو به ساعت های بعد موکول کنم حتمن بین تمام کارهایی که بایستی انجام بدم، حذف خواهد شد. لباس […]

طرح داستان فیلم کودا (CODA)

دختر نوجوانی به نام رُبی تنها فرد شنوای خانواده است که همه کر و لال هستند. کر و لال بودن پدر، مادر و برادرش باعث شده که از زمانی که او حرف زدن را یاد گرفته است به عنوان مترجم یا در واقع واسطه بین آنها و مردم اجتماع کارکند. این وضعیت باعث وابستگی خانواده […]

صحنه های کمیاب

دیروز، بعداظهر خسته و خواب آلود محل کار را به قصد خانه ترک کردم. هر روز ناچارم که خیابان باب همایون را برای رسیدن به مترو پیاده طی کنم. دیروز حال عجیبی داشتم. هوا خوب بود. نه گرم، نه سرد. آسمان مهربان و پذیرا. من هم مثل هر روز سلانه سلانه به سمت مترو در […]

اگر این روش ساده را به کار بگیرید، روابط تان بهبود می یابد

هفته پیش با همکارم در مورد موضوعی صحبت می کردم. احساس کردم مدام حرف مرا قطع می کند و بیشتر از آنچه که من مطرح می کنم، نتیجه برایش مهم است. به این حسم بها دادم و با تعیبر و تفسیرهای کمتر رفتم سر اصل مطلب و نتیجه را گفتم. در کمال تعجب فهمیدم که […]

سفر زندگی با غول ها

این روزها مشغول خواندن داستان های کوتاهی به قلم آنتون چخوف هستم. خوبی داستان کوتاه این است که اگر وقت مناسب برای خوندنش اختصاص بدهی در یک نشست یک داستان می خوانی و انگار تمام جام را یکسره سر کشیده باشی می فهمی که چه خواندی و لذتش را می­بری. حالا اگر این داستان کوتاه […]

دایی مرتضی

  بین مشاجره ­های پدر و مادرم، پدر بود که تنبان خودش را تا بالای ناف می­ کشید و با چشم­های سرخ و گرد شده می­ گفت:” حلال زاده به داییش میره.” مامان هم کوتاه نمی‌آمد و چند نسل بابا را به تصویر می­ کشید. عاقبت جر و بحث­شان هم همیشه با گریه مامان تمام […]

سقف شیشه ای در مشاغل کارمندی کوتاه است

مقدمه میهای چیکسنت میهای در کتاب “شغل خوب، شغل پوچ” گفته که ” آدم به راحتی زیر سقف شیشه ای یک شغل به دام می افتد و رشدش متوقف می شود.” این عبارت برای من به عنوان یک کارمند قابل درک بود. هرچند موضوع مورد بررسی کتاب مذکور، کسب و کارهای خصوصی است و در […]

برای نوشتن الهام بگیر

شروع چالش هر روز نوشتن در سایت باعث شده که هر روز در این لحظات از روز بیقرار نوشتن بشوم. تمنای نوشتن و جاری کردن کلمات روی صفحه سفید مثل آب در من جاری در من می شود. امروز هم نمی دانم در باره چه چیزی بنویسم. این چالش پانزده روزه ام برای  نوشتن در […]

چگونه خشم خود را مهار کنیم؟

در یک ساعتی که امروز به نوشتن برای سایت اختصاص داده ام از روش خلاقانه ای که آقای شاهین کلانتری در یکی از لایو های هفت صبح شان به آن اشاره کردن، استفاده می کنم. روش نقش دادن به کلمات و مجال بازیگری به آنها. خب، برای این منظور من به کلمه “خشم” جان می […]

طرح داستان فیلم ” کتاب سبز”

داستان این فیلم که در ابتدای فیلم هم تاکید می شود برگرفته ازیک داستان واقعی است،  در باره ی مردی است به نام “تونی واللونگا” که نژاد دو رگه ایتالیایی- آمریکایی دارد و در شهر نیویورک به عنوان بانسر یا دربان کلوپ ها و باشگاه های فعالیت می کند. مدل شخصیتی تونی در کار مقتدرانه […]