ابراز دوستی و عشق

نمی دانم چه می شود که گاهی بی دلیل و ناآگاهانه خودمان را از دادن عشق و پذیرفتن عشق محروم می کنیم. گاهی فراموشمان می شود که انسان هستیم و تنهایی برای وجودمان مثل سم است. با یک کلمه از سر شوق و یا با لبخندی نوشین از روی مهر می توانیم دلی را از […]

آرامش در کتاب

خودم را کسی می شناسم که عاشق خواندن و نوشتن است. می خواند چون دوست دارد از این طریق به لایزال متصل شود. می خواند چون دوست دارد از این مسیر به دنیاهای ناشناخته اش سفر کند. می خواند چون در زمان خواندن روحش پرواز می کند. می خواند چون پرواز را دوست دارد. خودم […]

آرامشی از جنس تورم

مشغول انجام کارهای لیست شده در برنامه روزانه ام هستم. همه را یکی بعد از دیگری و با تمرکز و انرژی لازم برای انجام هر کدامشان انجام می دهم. به خودم استراحتی کوتاه می دهم تا از این توقف هم بهره تجدید انرژی ببرم و هم راه پیش رویم را روشن تر ببینم. حال ناخوش […]

انسان و معجزه ی کلمات

چند وقتی است که مشغول خواندن کتاب “زبان آدم ” نوشته درک بیکرتون هستم. کتابی که نویسنده ی آن با تعهد علمی خود و با قلمی توام با طنز و بیانی صادقانه می خواهد دریافتش از چگونگی پیدایش زبان بین آدمیان را به ما انتقال دهد. فصولی از این کتاب چنان خسته کننده است که […]

فواید کار کردن آگاهانه

شاید این سوال برایتان پیش آمده باشد که چرا نیاز داریم در زمان کارکردن و در محیط شغلی خود آگاهانه عمل کنیم  و یا به عبارتی، ذهن اگاه باشیم. ممکن است این فکر که در یک روز کاری شلوغ که مجبور هستیم به ایمیل های کاری، تماس های تلفنی و ارباب رجوع، جلسات کاری و […]

برای رشد بیشتر کند شوید.

گاهی مثل سنگ سخت می شویم. آنگاه اگر مانعی نباشد خود مانع می شویم. گاهی مثل زهر تلخ می شویم. آنگاه شکوه می کنیم و در نا امیدی نتوانستن هایمان فرو می رویم. امروز، متوجه شدم که چقدر این باور “سریع بودن” و “توانمندی انجام چند کار یا هم” گول زننده و غلط است. استادی […]

شغل و ذهن آگاهی

تعریف شغل یا کار یک تعریف عمومی از کار یا شغل که در بین همگان روایج دارد و برای همه قابل فهم می باشد انجام یک سری فعالیت های پی در پی است که ضمن برآورده کردن نیازهای طرف مقابل که در خواست کننده آن است برای  انجام دهنده کار درآمد ایجاد می کند. اصولا […]

آرامش در پیاده رویی

صبح زود بیدار شدم. بعد از انجام کارهای روتینی که هر روز صبح انجام می دهم به فکرپیاده روی افتادم. لباس می پوشم و از خانه بیرون می زنم. البته با ماسک و رعایت پروتکل. خیلی مسخره است این کلاه شرعی پروتکل. ولی چه چاره باید بر آن تاکید کرد. همیشه وقتی از خانه پا […]

چرا با وجود رسیدن به اهدافم خوشحال نمی شوم؟

سالهاست که برنامه ریزی برای من مثل یک رسم دیرینه شده است. به طوری که از چند روز مانده به پایان سال و تا چند روز اول سال بعد ذهنم را درگیر این می کنم که چه هدف هایی را دنبال کرده ام و نتیجه ارزیابی آنها چه شده است و چه اهدافی را می […]

دوست داشتن خود

جایی خواندم که اگر می خواهید کفش تان را وربکشید اول باید کفشی وجود داشته باشد. این جمله همان بار اولش خیلی به دلم نشست. آن روز فکر نمی کردم کی و کجا این جمله از ذهنم خواهد گذاشت تا به کمک آن مطلبی را بیان کنم. حرف امروز من از بودن و احساس وظیفه […]