بایگانی دسته‌ی: داستان و داستانک

دایی مرتضی

  بین مشاجره ­های پدر و مادرم، پدر بود که تنبان خودش را تا بالای ناف می­ کشید و با چشم­های سرخ و گرد شده می­ گفت:” حلال زاده به داییش میره.” مامان هم کوتاه نمی‌آمد و چند نسل بابا را به تصویر می­ کشید. عاقبت جر و بحث­شان هم همیشه با گریه مامان تمام […]

داستانک : مفهوم زندگی

امروز، تصمیم گرفتم در حوزه نوشتن یک موضوع جدید را تجربه کنم. برای همین منظور در مورد داستانک نوشتن جستجو و مطالعه کردم. این نوع نوشتن هم داستان جالبی داشت. در 55 کلمه باید داستانی که معنی دار باشد را بیان کنی. محدودیت کلماتش به ماهیت نوشته معنی می دهد. یعنی دیگر تو فرصت شخصیت […]