بایگانی دسته‌ی: نوشته ها

بهشت و جهنم در این روزگار؛ حکایت قاشق های دسته بلند

آیا برای شما هم این سوال پیش آمده که بهشت و جهنم چه جور جایی هستند؟ به نظر شما بهشت و جهنم چه شکلی اند؟ آیا شما هم معتقدید که مکانی به نام بهشت وجود دارد و در مقابل آن مکانی دیگر به نام جهنم؟ مشغول خواندن کتاب “مامان و معنی زندگی” نوشته اروین یالوم […]

من کیستم؟

بالاخره قبول کرد که با او مصاحبه کنم. سر از پا نمی شناختم. برای روزی که قرار مصاحبه را در خانه او گذاشته بودیم لحظه شماری می کردم. بالاخره اون روز رسید و من سر موقع خودم رو به خانه ش رساندم و زنگ در رو به صدا درآوردم. احساس خوبی داشتم از اینکه به […]

خنده در خور انسان است

چند وقت پیش موقع آشپزی مرتکب اشتباهی شدم که خیلی شوکه­ ام کرد. به جای یک کیلو شکر، یک کیلو نمک دریا ریختم روی ازگیل های بیچاره ای که قرار بود باهاشون مربای خوشمزه درست کنم. آخرین مقدار شکر رو که اضافه کردم نوک انگشتم رو زدم به مواد توی قابلمه تا ببینم که به […]

آبی دور دست

جستاری با عنوان ” آبی دوردست” بخشی از کتابی است که درباره گم شدن حرف می زند. این جستار ویژه به گم شدن هایی است که مربوط به فاصله هستند. با داستان کشتی شروع می کند که ناخدا و چهارصد سرنشین آن به جای غرق شدن ترجیح دادن به سواحل ناشناخته و جاهایی که روی […]

دوباره خوانی کتاب؛ آری یا خیر؟

به این موضوع فکر می کردم که اثر کتابهایی که خوانده ام بر زندگی من چه بوده است؟ من کتابهای زیادی خوانده و تلاش کرده ام پیشنهاد­­ ها و نکات کاربردیشان را به کار ببرم. اما مسئله ای که الان ذهنم به آن مشغول شده این است که چرا بعد از مدتی از اجرای آنچه […]

بازگشت به ویژگی های انسانی

جمله زیبایی از ویلیام جیمز نقل شده است که می گوید: ژرف ترین اصل در سیرت بشر، آرزوی او برای درک شدن و قدردانی است. این که در بنیاد ما انسانها میل و اشتیاق شدیدی به درک شدن و قدردانی وجود دارد، استثنا پذیر نیست. یعنی من دوست دارم که درک بشوم و تو هم […]

آیا زندگی ات به قدر کافی موفقیت آمیز بوده است؟

ضرب المثلی هست که می گوید: مرگ شتری است که در همه خانه ها می خوابد. مفهوم کلی این ضرب المثل هم این است که خواهی نخواهی همه مرگ را تجربه خواهند کرد و یک روزی این دنیا را بواسطه مرگ ترک می کنند. اما من تصمیم گرفتم کمی زودتر از آمدن مرگ، بمیرم. در […]

رسیدن به نور درون: تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

مشغول خواندن کتابی هستم. جمله ای در این کتاب خواندم از لئونارد کوهن که گفته: ” هر چیزی ترک دارد؛ و از همان جاست که نور به درون می تابد.” واژه های ترک و نور در این جمله به سرعت من را یاد حکایتی که پیشتر از این خوانده بودم انداخت. آن حکایت را نقل […]

دو روشی که از زندگی درس می گیریم

درس گرفتن از زندگی در ذهن شما به چه معنا است؟ وقتی یک نفر می گوید این موضوع یا آن مشکل یا حتی  آدمی به من درسی داد که تا آخر عمر یادم خواهد ماند، چه منظوری دارد؟ آیا شما به این موضوع فکر کرده اید که درس گرفتن از زندگی یعنی چه؟ شاید اصلا […]

حس خوب نوشتن

امروز یاد گرفتم که دنیای نوشتن دنیای شادی و رضایت درون است. امروز یاد گرفتم  که کتاب همان چیزی است که مرا خوشحالی می کند. فکر نمی کردم خواندن کتابی که خودم آن را نوشته ام اینقدر هیجان انگیز باشد. کتابی که تبدیل به یادگاری شده از بهترین دقایق عمرم. دقایقی که به جای انجام […]