بایگانی دسته‌ی: نوشته ها

و گاه در رگ یک حرف خیمه باید زد

کم نیستند روزهایی که با یا بی دلیل اندوهی را در دلم حس کرده ام. امروز هم، وقتی به درونم رجوع می کردم دیدم رگی از اندوه و شاید ترس تمام وجودم را به تسخیر خودش درآورده است. دست به هر کاری که میزدم بیهوده بود و حس می کردم که تمام آنها را  دارم […]

نوشتن برای نوشتن

اول تیر ماه است و این یعنی اینکه وارد تابستان شده ایم. چندی پیش هوا آنقدر گرم بود که فقط برگه های تقویم می توانستند اثبات کنند که هنوز بهار است. از منظر تقویم سال و ماه و علم مرتبط با این موضوع امروز روز خاصی برای تعدیل های آسمانی و زمینی است. برای من […]

چگونه رمان خود را شروع کنیم؟

شروع رمان و داستان ها چه جاذبه ای برای شما دارد؟ آیا از آندسته افراد هستید که شروع خوب یک داستان برای ادامه مطالعه شان مهم است یا کتاب به هر طریقی که شروع شود شما پای خواندن تان می ایستید؟ در روش هایی که برای تقویت مهارت نویسندگی بیان شده به روش توجه به […]

ایراد نگیرید، راه حل پیدا کنید

امروز کتابی می خواندم که در آن جمله ای کوتاه از هنری فورد را نقل کرده بود. این جمله کوتاه برای من تداعی تمام روزهای گذشته ی خودم و کشورم بود. فکر کردم که چگونه با چند کلمه ی ساده در کنار هم  فرایند سالهای زندگی را گنجانده تا توجه به آن نقطه شروعی به […]

اگر درخت بودی، دوست داشتی کدام درخت باشی؟

درخت ها به دلیل نقشی که در چرخه حیات دارند از نظر ما انسان ها بسیار با اهمیت هستند. ذهن هوشیار انسان ها با دیدن این موجود در هستی آن را به عنوان نماد حالت یا روش خاصی برای خود تداعی کرده است. حافظ در اشعارش درخت را با مفهوم صلح و دوستی دانسته است. […]

باز هم عشق

چند روز پیش مطلبی منتشر کردم با عنوان “عشق یعنی چه؟” همانطور که در آن متن هم نوشته ام محرک نوشتن چنان متنی یک پست اینستاگرامی بود. برای تطابق درک خودم از عشق با اون جمله یک خطی که در اینستاگرام دیدم یک حکایت تعریف کردم. البته از دیروز یه چیزی مثل خوره به جانم […]

الان چه احساسی داری؟

بعضی از تمرینات کارگاه تولید محتوا که توسط شاهین کلانتری برگزار می شود، ماهیت خودشناسی دارند. در این تمرینات که هدفشان آشنا کردن ما با خودمان است سوالاتی در حوزه های مختلف مطرح می شود. این سوال در تمرینی با عنوان “مصاحبه با شما” طرح شده و به خاطر اهمیتش تصمیم گرفتم کمی درباره اش […]

عشق یعنی چه؟

من با معنی بعضی واژه ها مشکل دارم. مشکل دارم یعنی این که کارکرد و دامنه آن واژه را نمی فهمم. یکی از این واژه ها “عشق” است. گیج می شوم. وقتی می بینم هر کسی درک خودش از این واژه را مبنا قرار می دهد و راه خودش را میرود. من چون درکش نمی […]

با خودم حرف میزنم؛ تو نگران نباش

دروغ نمی گن که ایده ها پر دارن. نمی دونم من قبلا هم، اینطوری بودم یا تازگی ها اینقدر فراموشکار شدم. شاید هم قبلا ایده ای نداشتم و نیازی به ایده داشتن نداشتم. حالا تو بدترین شرایط، موضوعاتی به ذهنم میاد که امکان یادداشت کردنشون رو ندارم. چند ساعت بعد هر چی مغزم رو زیر […]

سه عادت مهم در خودشناسی

چرا هیچ موضوعی چنگی به دلم نمی زند درست وقتی که بسیار نیازمند و مشتاق نوشتن هستم. به هر موضوعی که فکر می کنم نوعی دلزدگی و حس آزار دهنده ی نخ نمایی را در من زنده می کند. با این که می دانم در باره هر چیزی که بنویسم خوب است اما دست و […]