آداب غذا پختن

بدون اینکه دست تان را ببرید یا بسوزانید، بلد هستید یک غذای خوشمزه و خوش عطر بپزید؟

برای همین سوال ساده سراغ اینترنت رفتم و در مورد “آداب غذا پختن” جستجو کردم. فکر می کنید چقدر مطلب آنجا بود؟ معمولا گوگل مرتبط ترین مطلب را با کلمات مورد جستجوی شما در ابتدای صفحه اول قرار می دهد. مطلب اولین سایت را خواندم و فهمیدم که بیشتر از آداب غذا خوردن حرف زده بود تا غذا پختن. حتما شما هم قبول دارید که هر روز برایمان مائده از آسمان به زمین نمی افتد که حاضر و آماده بنشینیم و تنها اندر آداب خوردنش غور کنیم. شکی نیست که اکثریت ما باید خودمان غذای مان را تهیه کنیم. فکرتان را پیش غذاهای آماده و رستوران و این حرف ها نبرید که آنچه می خواهم به شما بگویم بیشتر در همین زمینه است که تشویق تان کنم که خودتان غذای جسم تان را بپزید و از این مسیر ضمن شناخت بیشتر خودتان به رشد روانی و معنوی تان کمک کنید.

به عنوان یک فرد صاحب تجربه در این زمینه باید یادآوری کنم که آداب غذا پختن بسیار ساده و بدیهی و البته متنوع است. به نظر من دست پخت هر کس مثل اثر انگشت او بوده و بیانگر بخشی از ویژگی ها و طرز تفکرهای اوست. بارها از دوستان و اقوامم شنیده ام که گفته اند قیمه عمه خیلی خوشمزه است یا آش خاله یک چیز دیگه است. برای شما هم حتمن این اتفاق افتاده و عطر و بوی غذایی شما را به یاد کسی که آن را خوب یا حتی خیلی بد می پزد، انداخته است. غذا پختن یک هنر است که ریشه اش در درون فرد است. آدم های صبور و با حوصله یک جور هنرنمایی دارند و آدم های عجول و بی حوصله جور دیگر. شاید برای تان باور کردنی نباشد که این ویژگی ها روی طعم غذا ها اثر داشته باشند. اما واقعیت این است که این موضوع آنقدر بدیهی است که به چشم مان نمی آید.

در هیچ کتاب آشپزی در مورد آنچه که من می خواهم بگویم حرفی به میان نیامده است. رزا منتظمی بر مواد مورد نیاز غذا و نحوه ترکیب آنها تمرکز دارد. مجلات و این روزها در اینستاگرام بیشتر به تنوع غذایی توجه می کنند. بگذریم که همین تغییر تمرکز از غذای سالم به غذای متنوع چه بر سر نسل حاضر و آتی خواهد آورد. البته آدابی هم که می خواهم بگویم به دین و مذهب یا قومیت خاصی  مرتبط نیست. به نظر من این آداب برای نوع انسان است. انسانی که بدون غذا زندگی اش را دوام نمی آورد. هر روز سه وعده می خورد و به انحای مختلف با این موضوع درگیر است. آداب غذا پختن، یک موضوع انسان شناختی است. جنسیت نمی شناسد. مرد یا زن باید با به کار گیری این آداب برای تهیه غذای جسمی که مرکب روحی متعالی و بزرگ است تلاش کنند. برای همین است که من آن را  موضوعی مربوط به خودشناسی می دانم.

تحصیلات و سوابق من در زمینه تغذیه نیست و آشپزی را به عنوان حرفه یا منبعی این چنینی دنبال نمی کنم، اما می دانم که در این موضوع علاقه و هنری ظریف در درونم هست که دوست دارم آن را با شما به اشتراک بگذارم. یادم می آید دوازده سال بیشتر نداشتم که آشپزی را شروع کردم. به عنوان تفنن و گذران اوقات فراغت تابستان به این کار روی آورده بودم. نمی دانستم که این کار تفننی وظیفه ای روزمره بر دوشم می گذارد. حس می کنم که خیلی زود شروع کرده ام اما می دانم که پایانش بسیار دلچسب و شیرین خواهد بود. در طول این سالها تجربه هایی اندوخته ام و امروز می توانم از تجربه هایم بهره مند شوم. مقدمه را بیش از این طولانی نمی کنم و می روم سراغ آداب غذا پختن.

گام اول برای پختن یک غذای خوشمزه و خوش عطر استفاده از ظروف و ابزار آشپزی مناسب است مثلن کارد تیز، ظروف رویی، ظروف مسی و یا ظروف لعابی و … وقتی با کارد کند شده به جان گوشت می افتی و زورت نمی رسد که با آن چاقوی کند شده  خوردش کنی اعصابت به هم ریخته و می زنی و دست خودت را می بری و بعد عصبی شده و حرف های ترش و تلخ میزنی. به این نکته توجه کن که طعم حال تو در غذای تو متجلی می شود.  پس خساست را کنار بگذار و برای آشپزخانه ظروف و ابزار خوب و کارآمد و البته سالم بخر. منظورم از سالم بودن تاثیر مواد به کار رفته در ساخت آن ظروف روی سلامتی است. در خریدن ظروف به جای توجه به شیک بودن و مدرن بودن جنس ظروف به اثرش بر طعم غذا و سلامتی بدنت تمرکز کن چرا که گفته اند “عقل سالم در بدن سالم” است.

گام دوم برای پختن غذای عالی استفاده از مواد اولیه خوب است. شاید در گذشته این تفاوت زیاد ملموس نبود اما، امروزه مدل بازاریابی به شیوه ای تغییر کرده که مواد غذایی را بر اساس سطوح درآمدی طبقه بندی می کنند و آنها را به گونه ای به بازار ارسال می کنند که از نظر مصرف کننده به نوعی متفاوت به نظر آمده و افراد را سمت و سو می دهند که متناسب با سطح درآمد و انتظارات خودشان رفتار کنند. در مورد مواد غذایی این تفاوت قیمتی چندان فاحش نیست و لذا من پیشنهاد می کنم به این ضرب المثل قدیمی عمل کنید که گفته: کمتر بخور، همیشه بخور. شاید با پولی که می توانستید به مواد کم کیفیت تر اختصاص بدهید، مقدار کمتری مواد خوب بتوانید تهیه کنید ولی ارزش این را دارد که مواد خوب داشته باشید. چون اصل غذا پختن تلاش برای سلامتی است نه زنده ماندن.

گام سوم برای پختن یک غذای عالی که اثر خاص شما باشد اختصاص دادن زمان لازم و کافی به این کار است. در نظر گرفتن زمان به موضوعات زیادی وابسته است از جمله نوع غذا، آماده بودن مواد اولیه و ابزار کارتان. در هر صورت نیاز است که برای مدت مشخصی در آشپزخانه متمرکز بر این کار باشید. حتمن شنیده اید که مادرتان یا دوستان گفته فلانی تا مشغول تلفن یا گپ با کسی دیگر شد غذایش سوخت. غذا به حضور ذهن شما نیاز دارد تا به سرانجام برسد. می دانم در ذهنتان می گویید حوصله ندارم و وقتم تلف می شود؛ اما آیا وقتی قرار است یک ساعت در کلاسی باشید یا یک ساعت در مهمانی در جمعی بنشیند که گاهی هیچ نکته خوشایندی برایتان ندارد مدام به فکر طفره رفتن از انجام آن کار هستید یا اگر باشید چه نتیجه ای می گیرید. این نکته همان موضوع صبور بودن در موضوع غذا پختن است. کسی که غذا را صبورانه و در کمال آرامش می پزد حتما طعم غذایش طعمی از عشق و آرامش خواهد بود. پس برای این کار وقت بگذارید و صبور باشید.

گام چهارم که خیلی هم مهم است رعایت نظافت و بهداشت است. رعایت بهداشت محدود به بهداشت مواد نیست و به موضوع تمیزی دست ها و جلوگیری از تماس موها و حتی عطسه کردن در فضای آشپزخانه هم مربوط می شود. این نکته در آداب غذا پختن علیرغم اهمیتش بسیار نادیده گرفته می شود. من خودم به طرز فکر افراد در این موضوع خیلی توجه می کنم. همانطور که از بزرگان نقل شده که نظافت نشانه ایمان است، من هم رعایت نظافت در حین انجام کار در آشپزخانه را نوعی احترام به خود و دیگران و شناخت خود می دانم.

گام پنجم و البته گام خیلی موثر و مفید در پختن غذای خوشمزه و خوش طعم، استفاده هنرمندانه از ادویه جات است. ادویه جات نه تنها برای دادن عطر و بوی خوش به غذا اضافه می شوند که به عنوان مصلح های خوبی هم هستند. توجه به طبع مواد غذایی و ترکیب مناسب آنها اثر بسیار زیادی بر سلامتی دارد. از اینرو، پیشنهاد می کنم ادویه جات مختلف را بشناسید و از آنها برای خوش عطری و تعادل طبع غذایتان استفاده کنید. می دانم قیمت ادویه ها گران است اما با توجه به مقدار مصرف شان در طبخ غذا با هزینه کردن مبلغ کمی می توانید لذت آشپزی تان را زیاد و غذایتان را خوشمزه و خوش عطر کنید. در یک کلام، از این نکته غافل نشوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.