هشت مانع رشد فردی در شغل کارمندان

بخشی از چرخه زندگی هر فرد در ارتباط با شغل اوست که ساعات زیادی از عمرش را به خودش اختصاص می دهد. کار نه فقط جنبه ای برای امرار معاش و تامین نیازهای مادی است که بخش بسیار مهمی از روان فرد است که می تواند بر تمام جنبه های زندگی او تاثیر بگذارد.

هدف از این سلسله مقالات بیان تجربه های شخصی ام در خصوص شغل کارمندی است و قصد دارم با بیان این موضوعات ضمن سامان دهی به تجربه های چند ساله خودم به شناسایی این شغل و معرفی آن برای نسل آینده و در بهترین وضعیت به بهبود آن کمک نمایم.

عموم مردم تصور می کنند که کارمند شدن یا داشتن یک شغل دولتی مزایای زیادی دارد. استدلال اغلب آنها این است که یک شغل دولتی حتی در سطح یک کارمند معمولی و رده پایین ریسک کمتری دارد. تمرکز این ریسک گریزی بیشتر بر ریسک های مالی است و همین موضوع باعث بوجود آمدن اصطلاح رایج ” آب باریکه” شده است. استدلال دیگری که در باب مزایای شغل های دولتی و کارمندی مطرح می کنند، داشتن جایگاه اجتماعی است که در پشت این استدلال هم ثبات شغلی جا گرفته است. و در نهایت استدلال عمومی دیگری که به شغل کارمندی بها داده و آن را گزینه انتخابی خوبی می داند، به موضوع استفاده از امتیازات و تسهیلات خاص این قشر است که شامل تسهیلات بانکی، تحصیلی و تفریحی و… مربوط می شود.

من نمی خواهم منکر چنین استدلالهایی بشوم و یا در جبهه مخالف آنها قرار بگیرم اما، به عنوان کسی که سالها در این موقعیت شغلی قرار داشته ام فکر می کنم که در مقایسه با این چند مزیت گفته شده که امروزه از مسیر شغل های بسیار پر درآمد موجود هم قابل  بدست آوردن هستند، کارمندی معایبی دارد که بسیار قابل توجه تر هستند. از اینرو، می خواهم با نوشتن این مقاله استدلال های خودم را  در باب معایب کارمندی از منظر تداخل آن با رشد فردی بیان کنم.

امروزه این اصل که شغل علاوه بر منبع امرار معاش بودن، می بایست منبع رشد هم باشد، کاملا شناخته شده است و افراد زیادی در این باب قلم فرسایی نموده اند. موضوع این مقاله بیان چند دلیل است که به دارندگان شغل کارمندی امکان رشد نمی دهد و یا باعث توقف رشد فردی در آن ها می شود.

قبل از ورود به بحث، ذکر چند نکته ضروری است. در وهله اول، این دلایل نتیجه تجربه های شخصی نویسنده است و ممکن است برای افراد دیگر معنی نداشته باشند. نکته مهم بعدی اینست که این دلایل برای موقعیت جغرافیای ایران با شرایط ویژه و خاص خودش است و ممکن است برای برخی از کشورها موضوعیت نداشته باشند. با ذکر این دو نکته و تاکید بر هدف مقاله که بیان وضعیتی از محیط کارمندی در ایران است، چند دلیلی که به نظر من مانع رشد فردی می شوند را بیان می کنیم.

  1. محدودیت ها: این آیتم می تواند بسیار متنوع بوده و دامنه وسیعی از محدودیت را در بر داشته باشد از جمله محدودیت های مرتبط با اختیار در تصمیم گیری های مهم مثل نحوه انجام کار یا محدودیت های ظاهری و رفتاری که فرد را درگیر مسائل جانبی کرده و باعث کاهش سطح انرژی روانی فرد می شود.
  2. کوتاه بودن سقف شیشه ای این شغل: محیط اجرایی در محیط های اداری به شیوه ای است که افراد را از بلندپروازی ها دور کرده و مدام به آنها گوشزد می کند که منابع محدود است و در چهار چوب قوانین و مقررات بیش از حد مشخص و معینی نمی توان بالا رفت. در طول خدمتم با افراد زیادی برخورد کرده ام که علیرغم داشتن پرهای قوی و قدرتمند هرگز فکر پرواز نداشته و به همان چیزی که هست راضی شده اند.
  3. یکنواختی و روتین شدن کارهای: هر چند این وضعیت می تواند برای همه کارمندان نباشد ولی در مدت طولانی برای بسیاری از آنها صادق است. انجام کارهای تکراری و روتین علاوه بر فرسودگی ذهنی و خسته کردن فرد باعث مرگ خلاقیت نیز می شود.
  4. ناکارآمدی و تبعیض های سیستمی: این تبعیض ها بویژه در نظام ارزیابی عملکرد کارکنان باعث کاهش انگیزه کار و حس همکاری در افراد می شود. هر چند در سالهای اخیر با به کارگیری فرم های ارزیابی و مستند کردن عملکرد کارکنان تا حدودی این وضعیت مورد توجه قرار گرفته اما، همچنان می توان گفت که امتیاز کسب شده از این فرم های بسیار تحت تاثیر نظر مدیران بوده و به مهارت ها و استعدادهای فردی توجهی نمی کند. از طرفی، به کارهای ارزشمند کارکنان در زمان مناسب بازخورد داده نمی شود و یا بازخورد داده شده متناسب با کار انجام شده نیست و لذا افراد در طول زمان با دیدن این موارد کم انگیزه و بی روح می شوند.
  5. ماهیت محیط های اداری یک بستر مناسب برای رقابت های ناسالم، عدم اعتماد و عدم تمرکز است: در محیط های اداری با توجه به اشتراک سهم افراد در تصدی یک موقعیت بالا همواره این امکان وجود دارد که کسی یا کسانی برای بدست آوردن موقعیت دلخواه خود پر و بال دیگران را بچینند و یا با رفتارهای غیر اخلاقی مثل مستند سازی و غیره بر علیه کسی اقدام کنند. معمولا بین مدیران و سطوح کارمندان اعتماد چندانی وجود ندارد و انگار پیش فرض روابط بر عدم اعتماد قرار داده شده است. و در نهایت کوچک شدن فضای کاری بویژه برای کارمندان رده های پایین تر که بخش اصلی کار را انجام می دهند و حضور چندین نفر در یک اتاق باعث اختلالات تمرکزی می شود.
  6. تفاوت نظام ارزشی فرد با نظام ارزشی سازمان: از آنجاییکه در زمان استخدام اصل برا تطابق این دو نظام ارزشی نیست، فرد استخدام شده در طول دوره ی کاری متوجه این اختلاف می شود و به مرور انگیزه و شوق کاری خود را از دست داده و منفعل و ناتوان می گردد.
  7. تغییر پذیری سریع سازمان ها متناسب با تغییرات سیاسی- اجتماعی: در بسیاری از محیط های اداری در اولین واکنش به تغییرات سیاسی و اجتماعی موضوع و شیوه انجام کارها تغییر می کند و لذا کارمندان قبل و بعد از هر تغییر بیرونی در انجام وظایف شغلی خود مستاصل و سردرگم می شوند و بعد از اعمال تغییرات مدت زمانی را برای تطبیق جدید صرف کرده و لذا بخش اعظمی از انرژی روانی شان از این مسیر هدر می رود. تخلیه انرژی روانی عامل مهم بی انگیزگی است که رشد فردی را متوقف می کند.
  8. دستور پذیری این شغل و دور شدن از دنیای درون: ماهیت شغل کارمندی به گونه ایست که فرد مدام در مقابل یک عامل بیرونی پاسخگوست و این تمرکز به بیرون باعث جدایی از توانمندی ها و قدرت درونی اش می شود. در بسیار موارد ممکن است فرد به کار محوله شده و یا به شیوه و روش انجام آن وظیفه علاقه نداشته باشد لیکن به دلیل ابلاغ از سمت مافوق مجبور به انجام آن باشد. این نحوه انجام کارها در بسیاری مواقع باعث سرکوب عواطف و احساسهای واقعی و در نتیجه دور شدن از دنیای درونی می شود.

2 دیدگاه برای “هشت مانع رشد فردی در شغل کارمندان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.