داستانک : مفهوم زندگی

امروز، تصمیم گرفتم در حوزه نوشتن یک موضوع جدید را تجربه کنم. برای همین منظور در مورد داستانک نوشتن جستجو و مطالعه کردم. این نوع نوشتن هم داستان جالبی داشت. در 55 کلمه باید داستانی که معنی دار باشد را بیان کنی. محدودیت کلماتش به ماهیت نوشته معنی می دهد. یعنی دیگر تو فرصت شخصیت سازی و بیان جزئیات را نداری. باید تصمیم بگیری که با این 55 کلمه ات چه چیزی را بگویی. ایده ای به ذهنم نرسید. سخت نگرفتم و موضوع مطالعه ام را رها کرده و بدون تصمیم برای نوشتن داستانک سراغ موضوعات بعدی رفتم. شب قبل از خواب علیرغم این که از قبل تصمیم به تفکر در باره این موضوع نداشتم، چیزی ذهنم را قلقلک می داد. هر چه کردم نتوانستم خودم را به بی خیالی بزنم. ایده آمده بود و میل به تولد داشت. صفحه یادداشت موبایلم را باز کردم و داستانک ظهور یافته را نوشتم. به این ترتیب داستانک زیر می شود اولین داستانکی که من نوشته ام. خودم هنوز فرصت قضاوتش را پیدا نکرده ام!

زن گفت: از یکنواختی زندگی خسته شده ام. برای چه زنده ایم؟ مفهوم زندگی چیست؟
مرد گفت: سخت می گیری! همه دارند همین جوری زندگی می کنند. مفهوم زندگی دیگر چه صیغه ای است؟
زن گفت: چرا می گویی همه! حتما منطق هم خوانده ای؟
ده سال گذشت.
دنیای زن در منطق مرد نمی گنجید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *