خنده در خور انسان است

چند وقت پیش موقع آشپزی مرتکب اشتباهی شدم که خیلی شوکه­ ام کرد. به جای یک کیلو شکر، یک کیلو نمک دریا ریختم روی ازگیل های بیچاره ای که قرار بود باهاشون مربای خوشمزه درست کنم. آخرین مقدار شکر رو که اضافه کردم نوک انگشتم رو زدم به مواد توی قابلمه تا ببینم که به قدر کافی شیرین شده یا هنوز ترشی ازگیل ها می چربه به شیرینی شکر. چشمتون روز بد نبینه. نمی فهمیدم مزه نوک انگشتم تلخه یا ترشه، به یک چیز فکر نمی کردم که اونم شوری بود. اما بالاخره از شوک خارج شدم و داد زدم؛ وااای نمک بوده. سریع قابلمه رو زیر شیر آب بردم و ازگیل های آغشته به نمک را شستم تا نمک از آن ها جدا بشه. هر چه می شستم فایده ای نداشت. ازگیل ها هنوز شور بودند. شوری ول کن نبود. همون موقع این جمله قصاری که هرگز هم ادامه اش ندادم به ذهنم رسید و اونو تو نت بوک موبایلم نوشتم: قدرت نمک در برابر شکر.

می دونم که در اون لحظه با این جمله قصار می خواستم چیزی رو که  درک کرده بودم بیان کنم، این که قدرت همه چیزها به یک اندازه نیست. مطمئن بودم که اگر شکر بود موقع شسته شدن زودتر تعدیل شده و از ازگیل ها جدا می شد. بگذریم که من اون مشکل رو با تغییر مسیر مربا به لواشک ازگیل حل کردم و وارد یک فرایند جدید شدم، اما چیزی که می خوام توی این نوشته به اون اشاره کنم حسی است که امروز از خواندن یک جمله کوتاه از فرانسوا رابله داشتم و این خاطره رو برام تداعی کرد.

                                ” یک لحظه شادی، بر مدت ها اندوه پیروز می شود؛ چرا که خنده در خور انسان است.”

                                                                                                          فرانسوا رابله

تمام کلمات این جمله معنی دار هستند. از یک لحظه گرفته تا “شادی”، “اندوه”، “پیروزی”، ” خنده” و “انسان” و از همه مهمتر، واژه درخور. رقص این کلمات در کنار هم یک دنیا شناخت به همراه دارد. اینکه بفهمیم انسان شایسته و سزاوار خنده است درک عمیقی است که امیدوارم من خودم نیز آن را درک کنم.

در این دنیای پر شتاب که همه چیز به سرعت در حال گذار و تغییر است، بیشتر ماها شادی را گم کرده ایم. البته ادعا ندارم که این عبارت برای همه درست است اما می دانم که بر اساس تحقیقات و شواهد موجود برای بیشتر افراد صادق است. زیر فشار اخبار جنگ و ترس و تجاوز و … حال غالب افراد اندوه و غم است. البته آموزه های فرهنگی، دینی و … هم در این باره کم تاثیر گذار نبوده اند.

چیزی که در این جمله کوتاه جالب به نظر می رسد اشاره به همان قدرتی است که شادی در برابر اندوه دارد و ای عجب که اکثریت ما فکر می کنیم که رابطه خوب، موفقیت عالی و خیلی موضوعات دیگر برای ما فقط تحت شرایط سخت و سخت کوشی های شکنجه وار بدست می آید. این جمله دقیقا تجربه من در زمان آشپزی را تایید می کند. چند لحظه نمک بیشتر از چند ساعت شکر عملکرد داشت. شادی هم همین قدرت را دارد. شادی نمک زندگی ماست. شادی و خنده جزو انرژی ها با ارتعاش بالا هستند. همه ما می دانیم که بدون انرژی نمی توانیم فعالیت های مان را انجام بدهیم. هر چند با وجود اندوه و غم هم قادر به انجام کارهای مان هستیم اما پرواضح است که با احساسی با انرژی بالا بهتر از پس فعالیت ها بر می آییم. تحقیقات بسیاری این موضوع را در مورد تاثیر مثبت خنده و شادی بر آموزش و یادگیری به اثبات رسانده اند. بر همین اساس است که بیشتر اساتید برجسته در ابتدا و میانه درس و سخنرانی خود شنونده ها و حاضران را می خنداند.

برای من، نکته جالب تر در این جمله این بود که شادی را در واژه خنده خلاصه کرد و با این یک واژه معین ما را از سردرگمی و تعابیر و تفاسیر بی نهایت بیرون آورد.  بی اغراق بگویم که عاشق چند کلمه آخر این جمله کوتاه هستم ” در خور انسان است” . وقتی انسان را موجودی پر نقص ولی کامل (ترکیبی از صفات خوب و بد) بدانیم این در خور بودن معنی بیشتری دارد. منظورم محدودیت ها و  تعیین حد و مرزهایی برای خنده است. اینکه زنان یا دختران خوب نمی خندند یا خنده مال آدم های اونطور است و خلاصه طبقه بندی بی معنی که از لحاظ کلاس اجتماعی برای خنده ایجاد کرده ایم. رابله می گوید:” خنده در خور انسان است.” خنده به عنوان نماد احساس شادی یک ویژگی انسانی است. آن روی سکه شادی غم است. روی دیگر خنده گریه است. انسان کامل تمام این صفات را در خود پرورش می دهد و یکی را بد و دیگری خوب جلوه نمی دهد. انسان کامل متعادل از هر دو روی این سکه بهره مند است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.