طرح داستان فیلم کودا (CODA)

دختر نوجوانی به نام رُبی تنها فرد شنوای خانواده است که همه کر و لال هستند. کر و لال بودن پدر، مادر و برادرش باعث شده که از زمانی که او حرف زدن را یاد گرفته است به عنوان مترجم یا در واقع واسطه بین آنها و مردم اجتماع کارکند. این وضعیت باعث وابستگی خانواده اش به او شده است. در ضمن، سر و صداهای زیاد سایر افراد خانواده که کر هستند و حساسیتی به سر و صدای محیط ندارند او را آزار می دهد. رُبی از ساعت سه صبح با پدر و برادرش برای ماهی گیری از خانه بیرون می روند و بعد از کارش به مدرسه می رسد. این وضعیت باعث تحلیل رفتن انرژی او شده و مورد تمسخر دختران مدرسه قرار می گیرد. تمام این ها روی وضعیت تحصیلی اش اثر سوء گذاشته است.

از طرف مدرسه یک سری کلاس های فوق برنامه برگزار می شود و رُبی در گروه کر ثبت نام کرده و با تایید معلم کلاس می فهمد که استعداد فوق العاده ای در خوانندگی دارد. رُبی خوانندگی را خیلی دوست دارد و از این خبر خیلی خوشحال می شود و با اشتیاق این کلاس ها را پی می گیرد. معلم موسیقی به او پیشنهاد رفتن به یک مدرسه موسیقی تراز اول را می دهد و می گوید که کمکش خواهد کرد که به این هدف برسد. اما دیرکردن های مکرر رُبی معلم را عصبانی می کند و معلم به نظرش می رسد که رُبی برای این کار جدی نیست و از کمک کردن به او منصرف می شود. این ماجرا رُبی را ناراحت می کند و او که خود را قربانی وضعیت خانواده و کر و لال بودن آنها می داند از سر خشم از کمک کردن به پدر و برادرش خودداری می کند. همان روزی که او همراهشان به ماهیگیری نمی رود، به دلیل ناامن بودن دو فرد کر روی کشتی در سطح آبی که کشتی های زیادی روی آن کار می کنند کسب و کار خانوادگی شان به خطر افتاده و مجوز صید آنها لغو می شود. این ماجرا خانواده رُبی را ناراحت می کند و همه تقصیر را به گردن رُبی می اندازند. ربُی از این ماجرا ناراحت شده و از انجام کارهای روزمره اش عقب نشینی می کند. از آنجا که خانواده رُبی به لطف اخلاق خوب و قدرت درک پدرش جایی امن و خانواده ای منسجم و صمیمی است، با مداخله مادر رُبی، او در مسابقه مدرسه شرکت می کند و در این مسابقه می درخشد.

درخشش ربُی در بین مردم برای پدر و مادرش خوشایند می شود و در حالی که ربُی از شرکت در آزمون مدرسه معتبر موسیقی منصرف شده است با تصمیم پدرش و به طرز بسیار ناگهانی روز برگزاری آزمون به اتفاق خانواده اش در آزمون شرکت کرده و مورد پذیرش قرار می گیرد. خانواده که دیگر می دانند باید رُبی را برای رسیدن به آرزوهایش رها کنند برای مشکل خودشان راه حل جدیدی پیدا کردند و در حالی که آنها در کسب و کارشان دوباره موفق شده اند، ربُی را برای رفتن به آن مدرسه بدرقه می کنند.

ترانه ای که او می خواند تکرار مدام این جمله است: اگر دوستم داری بذار برم

 

پی نوشت:

  1. تم یا موضوع اصلی داستان این فیلم، تعهد به خانواده و دنبال کردن رویای شخصی است. نویسنده با استفاده از تکنیک تضاد منافع قهرمان با فرد یا افراد دیگر داستان را پیش برده است.
  2. داستان فیلم چیز جدیدی برای گفتن ندارد ولی آنچه باعث دیده شدن و موفقیت آن می شود، حس خوبی است که به بیننده می دهد. حس “حال خوب کنی” که هر بیننده ای انتظار دارد از زمانی که برای تماشای فیلم اختصاص می دهد به آن برسد. تنها گره مهم فیلم زمانی است که ربُی برای ماندن و خدمت کردن به خانواده و رفتن به کالج و رسیدن به رویایش تصمیم می گیرد. شاید اگر ربُی موفق به رفتن به کالج معتبر موسیقی نمی شد فیلم جور دیگری بر بیننده اش اثر می گذاشت و احتمالا عامل مهم موفقیت را باید در پایان خوشی دید که همه انتظارش را دارند.
  3. اطلاعات فیلم :

کارگردان : سیان هدر

نویسنده : سیان هدر

ژانر: درام

مدت 111 دقیقه

کشور تولید کننده: آمریکا، فرانسه

زبان : انگلیسی

بازیگران: امیلیا جونز درنقش ربُی ، اوگینو دربز، مارلی متلین، تروی کوتسور، فردیا والش پیلو، امی فورسیت، کوین چاپمن

4. کودا یا CODA مخفف Children of deaf adults  است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.