آرامش چیست؟

این روزها در هر بحث و محفلی که شرکت می کنی در نهایت به تعداد زیادی از افراد برخورد می کنی که طالب آرامش هستند. وقتی در جمعی هستی و می پرسی چه چیزی برایتان ارزشمند و دست یافتن به آن یک هدف مهم است؛ درصد بالایی جواب خواهند داد، آرامش. امروزه، آرامش کالایی نه لوکس که ضروری برای زندگی همه است. وقتی می گویم ضروری یعنی مثل نان شب واجب است.
چند سالی می شود که هر روزم را با خواندن کتاب “هر روز برای همان روز” استاد مهدوی پور پربار می کنم. مطلب روز 6 تیر ماه آرامش است. هم تعریفش کامل و جامع است و هم حس خوبی به من خواننده می دهد تا بدانم که این هدف ارزشمند چقدر قابل دستیابی و در دسترس است. قابل دسترس است چون ریشه اش در وجود خودمان است و قرار نیست برای گرفتن آن تقلا کنیم و به بیرون و هر جا سر زده و در آنجا کاری کنیم.
در این متن آرامش را اینگونه تعریف کرده است: “آرامش، تجربه ای است که در تمام وجود احساس می شود. اشتباه است اگر باور داشته باشیم که محل آرامش فقط ذهن است.” بارها از این و آن شنیده ام که گفته اند که ذهنشان مشوش است و در صورت رفع مشکلات ذهنیشان به ارامش خواهند رسید. این تعریف خیلی کمک می کند تا مرکز توجهمان را از فقط ذهن برداشته و به مراکز دیگری در وجودمان هم نگاهی کنیم. در قسمتی دیگر از متن این روز نوشته شده که : ” … جایگاه اصلی این احساس در بدن یعنی سیستم عصبی، ماهیچه ها، مفاصل و دستگاههای حیاتی مانند قلب و شش و گوارش است….. آرامش مانند خنده است که امواج آن از درون و بخش های تحتانی شکم شکل می گیرد و از همان نواحی تا سر و صورت را در مسیر حرکت خود قرار می دهد.”
همه مطالب و همه مفاهیم در اعصار و کتب مختلف در صدد توضیح یک نکته هستند. نکته مهم و قابل توجه آگاه بودن است. آگاهی به شرایط فعلی ات و درک احساسات و حرکاتی درونی ات. این آگاهی می تواند منشا شادی و سلامتی باشد و نبودش منشا ناراحتی و امراض گوناگونی که هر روزه مطب های پزشکان را مملو از دردمندانی می کند که با ریشه دردی در درون سراغ طبیب بیرونی می روند. منکر تاثیر دارو و بهداشت و درمان بر سلامت نیستم اما لازم است قبل از اینکه خود را بیمار کنیم به منبع بیکران درون مان وصل شویم. آرامش در درون زاییده می شود و وقتی زاده شد بدون شک تکثیر خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.